
بیش از یک سال بود که حکومت تلاش می کرد به همگان بقبولاند جنبش سبز که آنها نام فتنه را برآن نهاده بودند از بین رفته است و خود جنبش سبز نیز کم کم داشت خود باوریش را برای حضور در خیابانها از دست میداد. کم نبودند افرادی از فعالان بسیار جدی این جنبش که از ادامه فعالیت و موفقیت آن نا امید شده بودند. ولی 25 بهمن نقطه عطفی بود که همه معادلات را بر هم زد. حکومت در طی یکسال گذشته همواره از پایان فتنه خبر میداد و سعی میکرد این تصور را ترویج دهد که معترضان به حکومت دیگر قادر به برگزاری راهپیمائی اعتراض آمیز نخواهند بود. ولی همت، جسارت و آگاهی جنبش سبز به طور کامل نفشه های حکومت در این مورد را مختل کرد. 25 بهمن به تمام دنیا نشان داد که جنبش اعتراضی ما علیرغم سرکوب، کشتار، شکنجه، اعدام و زندانی کردن بسیاری از فعالان آن، همچنان شاداب و فعال می باشد و این دستاوردی بسیار بزرگ است.
حکومت باید بداند که ادامه گفته ها و تبلیغات قبلی اش جز نشان دادن مسخرگی حرفهایش، هیچ عاید دیگری برایش ندارد؛ زیرا 25 بهمن اثبات کرد جنبش همچنان قادر است هر موقع که رهبرانش بخواهند وارد خیابان شود و صدای اعتراض خود را بلند کند؛ پس بهتر است به جای تکرار حرفهایی مانند «حماسه 9 دی» و «محاکمه سران فتنه» هر چه زودتر به خواست ملت که همانا برقراری دموکراسی در کشور است، تن دهند.
اعضای جنبش هم باید این را بدانند که برای ادامه مبارزه حتما باید وحدت خود را حفظ کرده و از دادن فراخوانهای یک جانبه و بدون کارشناسی که در صورت عدم موفقیت در آنها باعث تضعیف و سردرگمی جنبش می گردد، خودداری کنند.
مطمئنا بیست و پنج بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه در تاریخ ایران به عنوان روزی که جنبش دموکراسی خواهی در کشور گامی بزرگ به جلو برداشت ماندگار خواهد ماند و آیندگان این روز را به عنوان یک ننگ بزرگ در عملکرد حکومت خواهند دید. روزی که حکومت علاوه بر برخورد وحشیانه با معترضان، جوانانی را که خود شهید کرد، به نام بسیجی پیکرشان را تشییع نمود! اعتقاد دارم، روزی می رسد که انتقام خون ریخته شده صانع ژاله و محمد مختاری و دیگر شهیدان جنبش سبز از این حکومت فریبکار گرفته خواهد شد.